تبليغاتX
 مهر
مهر
نگاهی سازنده و عملی برای منتظران حضرت مهدی (عج)
علی علی علی
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

حضرت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام در غروب حیات خود از خانه به مسجد برای نماز صبح تشریف آوردندو فرمودند :

 همانا قلب من شهادت میدهد که من در این ماه کشته می شوم . سپس در خانه (ام کلثوم) را باز نمودند که ناگاه کمربند حضرت به قفل در خانه گیر کرده و کمربند باز شد.

سپس حضرت حیدر کرار سید اوصیای بعد نبی مولا علی فرمودند:

سینه و کمرت را محکم کن و آماده مرگ شو که بزودی مرگ تو را ملاقات خواهد کرد و آنگاه که در وادی تو آمده و بر تو وارد شد از مرگ جزع و بی تابی مکن.(کشف الغمه جلد۱ صفحه ۲۷۶)

سپس حضرت مولای کونین آن برادر پیغمبر خاتم (ص) از منزل خارج شدند وبه مسجد آمدند اذانی دادند که در آن سحر صدای مولا را در شهرها شنیدند و

و امام نماز را آغاز کردندو

و دشمن علی رابه پایان برد

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

 


[ ]
+
بلندترین قله ها با قدم های کمتر از یک متر فتح شده اند پس من و تو هم می توانیم چند قدم بیشتر از یک متر برداریم و بلندترین آرزوهایمان را تحقق بخشیم
[ ]
+

توی یک ده کوچیک

دهی که خدائی داشت

یک امام حاضری داشت

چند تا جوون موفق

که عاشق مهدی شدند

دور همدیگه نشستند

تا برا هم از اون بگن

از لطف و رضاش بگن

 وز کرم و نگاش بگن

تو این راه پر پیچ و خم

از صدای خوبش بگن

تو این راه پر وسوسه

از چراغ راهنماش بگن

از نفس گرمش بگن

تو این ده کوچیک ما 

تو این روز پر خاطره

از استغاثه های ما

از دستگیری مولا بگن 

از توفیق و شوق همه

از اشگ زائر شهود

ازمهر آن مهر عزیز

از برا هم از اون بگن

تا همه ی دهاتی ها

همه ی ما این وری ها

تو شرق هستی که میگن 

همه ی اون اون وری ها

تو غرب هستی که میگن

بگن بگو داره میاد

مهدی می یاد مهدی می یاد 

تو هم اگر موفقی

 دلخوش یار سرمدی

بگو به من با دوست من

چی شد چرا موفقی ؟

بگم چرا موفقم

چرا که اون گفته به ما

تو هر جا و هر زمونه

این وری ها اون وری ها

تو کف دستش می مونه

هر چی بگم اون می دونه

 هر چی بخوام اون می تونه

سند بدم گواه بگم

هر چی که من گرفته ام

 هر چی که تو با دوستای این وره ده

هر چی که ما با دوستای اون وره ده

داشتیم و داریم و دارند

گفتیم و می گیم و میخوایم

از نظر یک لطفشه

از کرم یک نفسش

این همه سرسبزی و نور

تو همه جا اون جای دور

یا که همین نزدیک ما

از قطره یک اشکشه

ای جوونای با نشاط

قهرمونای دل بزرگ

چشم های ما به قله ها ست

حالا حالا کار ها با ماست

بازم باهم با همدیگه

با این وری با اون وری  

با هم بگیم با هم بگیم

ای خداجون ای خدا جون

دوستش داریم دوستش داریم

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!