ريان بن الصلت گويد : خدمت امام رضا عليه السلام عرض كردم شما صاحب امر هستيد؟
ايشان فرمودند: من صاحب امر مي باشم وليكن آن صاحب امري كه جهان را پر از عدل و داد كرده پس از آنكه پر از ظلم و ستم شده باشد من نيستم من چگونه با اين ضعف بدني و ناتواني خود صاحب امر باشم.
قائم و صاحب امر هنگامي كه خروج كند در سن پيرمردان و هيكل و منظر جوانان خواهد بود.
قائم و صاحب امر از نظر بدن و جسم بسيار قوي و نيرومند است و اگر بخواهد يك درخت تنومند را از جاي برمي كند و اگر چنانچه در ميان دره ها فرياد زند كوه ها از هم پراكنده مي گردد.
عصاي موسي و انگشتر سليمان با او خواهد بود و او چهارمين فرزند من است كه خداوند او را از نظرها مخفي مي كند و هر گاه اراده فرمايد او را ظاهر كرده و جهان را پر از عدل مي سازد پس از آنكه پر از جور و ستم شده باشد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت16:43 توسط میرناصربوذری - بدون مرز
بیا ای گل تا عالم گلستان
شود از جلوه روی تو جانان
اگر مردم به عهد غیبت تو
مرا وقت ظهورت باز گردان
مرا از باده ات سرشار گردان
ز خواب غفلتم بیدار گردان
اولوالابصار رخسار تو دیدند
مرا هم از اولوالابصار گردان
تو ما را از کرم حاجت روا کن
نصیب ما همه فیض لقا کن
چو آنهائی که رخسار تو دیدند
دو چشم ما به روی خویش وا کن
ائمه عاشق روی تو بودند
اسیر طره موی تو بودند
در آن سوز و گداز نیمه شبها
ز جان و دل دعاگوی تو بودند
مرا غیر از تو امیدی به کس نیست
چرا؟ چون غیر تو فریاد رس نیست
خدا را ای که مردم در فراقت
بیا آیا زمان هجر بس نیست؟
انتخاب رباعی ها از کتاب
313 رباعی در فراق حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
سروده هائی از رحمت الله فرقانی کوه بیرونی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت11:10 توسط میرناصربوذری - بدون مرز
ديوار دعا
حضرت اباالحسن علي بن موسي الرضا عليه السلام
مي فرمايند:
دو برادر نزد حضرت رسول امين وحي پيامبر گرامي اسلام (ص) آمدند و گفتند:
يا رسول الله ما در نظر داريم براي تجارت به شام برويم دعائي به ما تعليم فرما.
نبي مكرم فرمودند:هر گاه در منزلي فرود آمديد و نماز عشا را اقامه كرديد و خواستيد بخوابيد تسبيح حضرت زهرا (س) و آيه الكرسي را بخوانيد از هر گزندي محفوظ خواهيد بود.
هنگامي كه از مدينه بيرون شدند چند نفر دزد دنبال آنان روان شدند پس از آنكه در منزلي فرود آمدند دزدان كودكي را فرستادند تا بنگرند آن دو جوان بازرگان در چه حالي هستند.
كودك رفت و جريان آن دو نفر را كه در كجا خوابيده اند مشخص كرد و بازگشت و براي دزدان تعريف كرد آن دو بازرگان پس از اينكه نماز خواندند تسبيح حضرت زهرا (س) و آيه الكرسي را قرائت كردند و خوابيدند غلام بار ديگر برگشت و آمد كه بازرگان را به دزدان نشان دهد و ليكن مشاهده كردند يك ديواري دور آنها كشيده شده است و دسترسي به آنان غير ممكن است.
دزدان گفتند : خداوند تو را رسوا كند از ترس دروغ مي گوئي دزدان از جاي خود برخاستند و آمدند وليكن با ديوار بلندي روبرو شدند و كسي را در آنجا نديدند.
روز بعد در هنگام صبح دزدان نزد آنها آمدند و گفتند شما ديشب كجا بوديد؟
آن دو بازرگان گفتند:ما در همين جا بوديم و از جاي خود حركت نكرده ايم دزدان گفتند ما آمديم و در اينجا يك ديوار بلند مشاهده كرديم اينك داستان خود را براي ما بازگو كنيد.
ايشان گفتند: ما نزد رسول خدا (ص) رفتيم آن جناب تسبيح حضرت زهرا (س) و آيه الكرسي را به ما تعليم فرمودندو ما هم طبق فرمان آن حضرت عمل كرديم.
دزدان گفتند شما آسوده باشيد به خداوند سوگند ديگر شما را تعقيب نمي كنيم و هيچ دزدي قدرت ندارد به شما دستبرد بزند – اخبار و آثار امام رضا عليه السلام صفحه 583
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:24 توسط میرناصربوذری - بدون مرز