تبليغاتX
 مهر
مهر
نگاهی سازنده و عملی برای منتظران حضرت مهدی (عج)
همه فعل مولا حق است

طرح شبهه:

مى‌گويند فاطمه را شبانه دفن کرده‌اند، خوب اين به خاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبکر بود که نمى‌خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند.

نقد و بررسي:

دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خليفه، قبر پنهان، اسرارى است كه در درون خود پيام‌ها دارند. درست است كه فاطمه اين چنين خواست و اين گونه وصيت كرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است كه زهرا سلام الله عليها وصيت تاريخي‌اش را با اين در خواست‌ها به پايان مى‌برد؟!! مگر نه اين است كه خشم و ناراحتي‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌كند و در واقع چندين پرسش را در برابر نگاههاى تيز بين مورخان و آيندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پيامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علي عليه السلام بدون اطلاع ابوبكر و عمر بر وى نماز خواند؟ و…

آيا كسى كه جانشين پيامبر بود ( آن گونه كه خود ادعا كرده‌اند) شايستگى نماز خواندن بر وى را نداشت؟

آري، فاطمه وصيت كرد كه او را شبانه دفن نموده و هيچ يك از كسانى را كه بر وى ستم كرده‌اند، خبر نكنند، و اين بهترين سند براى شيعه است تا ثابت كنند كه صديقه شهيده مظلوم از دنيا رفته و از افرادى كه بر وى ستم كرده‌اند، هرگز راضى نشده است.

روايات فراوانى در كتاب‌هاى شيعه و سنى بر اين مطلب دلالت دارد كه به اختصار چند روايت را ذكر مى‌كنيم:

دفن شبانه، در روايات اهل سنت:

محمد بن اسماعيل بخارى مى‌نويسد:

وَعَاشَتْ بَعْدَ النبي صلى الله عليه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عليها.

فاطمه زهرا سلام الله عليها، شش ماه پس از رسول خدا (ص) زنده بود، زمانى كه از دنيا رفت، شوهرش علي عليه السلام او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را با خبر نساخت.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

ابن قتيبه دينورى در تأويل مختلف الحديث مى‌نويسد:

وقد طالبت فاطمة رضي الله عنها أبا بكر رضي الله عنه بميراث أبيها رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما لم يعطها إياه حلفت لا تكلمه أبدا وأوصت أن تدفن ليلا لئلا يحضرها فدفنت ليلا.

فاطمه از ابوبکر ميراث پدرش را خواست، ابوبکر نپذيرفت، قسم خورد که ديگر با او (ابو بکر) سخن نگويد و وصيت کرد که شبانه دفن شود تا او (ابوبکر) در دفن وى حاضر نشود.

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، تأويل مختلف الحديث، ج 1، ص 300، تحقيق: محمد زهري النجار، ناشر: دار الجيل، بيروت، 1393هـ، 1972م.

عبد الرزاق صنعانى مى‌نويسد:

عن بن جريج وعمرو بن دينار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمة بنت النبي صلى الله عليه وسلم دفنت بالليل قال فرَّ بِهَا علي من أبي بكر أن يصلي عليها كان بينهما شيء.

فاطمه دختر پيامبر شانه به خاك سپرده شد، تا ابوبكر بر وى نماز نخواند؛ چون بين آن دو اتفاقاتى افتاده بود.

و در ادامه نيز مى‌گويد:

عبد الرزاق عن بن عيينة عن عمرو بن دينار عن حسن بن محمد مثله الا أنه قال اوصته بذلك

از حسن بن محمد بن نيز همانند اين روايت نقل شده است؛ مگر اين كه در اين روايت قيد شده است كه خود فاطمه اين چنين وصيت كرده بود.

الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج 3، ص 521، حديث شماره 6554 و حديث شماره: 6555، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1403هـ.

و ابن بطال در شرح صحيح بخارى مى‌نويسد:

أجاز أكثر العلماء الدفن بالليل... ودفن علىُّ بن أبى طالب زوجته فاطمة ليلاً، فَرَّ بِهَا من أبى بكر أن يصلى عليها، كان بينهما شىء.

اكثر علما دفن جنازه را در شب اجازه داده‌اند. علي بن ابوطالب، همسرش فاطمه را شبانه دفن كرد تا ابوبكر به او نماز نخواند؛ چون بين آن دو اتفاقاتى افتاده بود.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 3، ص 325، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

ابن أبي‌الحديد به نقل از جاحظ (متوفاى 255) مى‌نويسد:

وظهرت الشكية، واشتدت الموجدة، وقد بلغ ذلك من فاطمة ( عليها السلام ) أنها أوصت أن لا يصلي عليها أبوبكر.

شكايت و ناراحتى فاطمه (از دست غاصبين) به حدى رسيد كه وصيت كرد ابوبكر بر وى نماز نخواند.

إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاي655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 157، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.

و در جاى ديگر مى‌نويسد:

وأما إخفاء القبر، وكتمان الموت، وعدم الصلاة، وكل ما ذكره المرتضى فيه، فهو الذي يظهر ويقوي عندي، لأن الروايات به أكثر وأصح من غيرها، وكذلك القول في موجدتها وغضبها.

مخفى كردن مرگ فاطمه (سلام الله عليها) و محل دفن او و نماز نخواندن ابوبكر و عمر و هر آن چه كه سيد مرتضى گفته است، مورد تأييد و قبول من است؛‌ زيرا روايات بر اثبات اين موارد صحيح‌تر و بيشتر است و همچنين ناراحتى و خشم فاطمه بر شيخين نزد من از اقوال ديگر اعتبار بيشترى دارد.

شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 170.

دفن شبانه در روايات شيعه:

هر چند كه سبب وصيت صديقه طاهره در ميان شيعيان مشخص و اجماعى است؛ اما در عين حال به يك روايت و سخن اشاره مى‌كنيم.

مرحوم شيخ صدوق در علت دفن شبانه آن حضرت مى‌نويسد:

عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام لِأَيِّ عِلَّةٍ دُفِنَتْ فَاطِمَةُ (عليها السلام) بِاللَّيْلِ وَ لَمْ تُدْفَنْ بِالنَّهَارِ قَالَ لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لا يُصَلِّيَ عَلَيْهَا رِجَالٌ [الرَّجُلانِ‏].

علي بن ابوحمزه از امام صادق عليه السلام پرسيد: چرا فاطمه را شب دفن كردند نه روز؟ فرمود: فاطمه سلام الله عليها وصيت كرده بود تا در شب وى را دفن كنند تا ابوبكر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند.

الصدوق، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي381هـ)، علل الشرايع، ج‏1، ص185، تحقيق: تقديم: السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، 1385 - 1966 م .

مرحوم صاحب مدارك رضوان الله تعالى عليه مى‌گويد:

 إنّ سبب خفاء قبرها ( عليها السلام ) ما رواه المخالف والمؤالف من أنها ( عليها السلام ) أوصت إلى أمير المؤمنين ( عليه السلام ) أن يدفنها ليلا لئلا يصلي عليها من آذاها ومنعها ميراثها من أبيها ( صلى الله عليه وآله وسلم ).

علت مخفى بودن محل دفن فاطمه سلام الله عليها آن گونه كه مخالف و موافق نقل كرده‌اند اين است كه آن حضرت به اميرمؤمنان عليه السلام سفارش كرد تا او را شبانه دفن كند تا آنان كه او را اذيت كرده‌ و از ارث پدرش محروم كرده بودند بر وى نماز نخوانند.

الموسوي العاملي، السيد محمد بن علي (متوفاي1009هـ)، مدارك الأحكام في شرح شرائع الاسلام، ج 8، ص279، نشر و تحقيق مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الأولي، 1410هـ.

نتيجه:

با توجه به مدارك موجود و اعتراف بزرگان اهل سنت،‌ دليل دفن شبانه آن حضرت وصيت آن حضرت بود كه نمى‌خواست افرادى كه بر او ستم كرده‌اند، بر جنازه‌اش نماز بخوانند و با اين كار خشم خود را از غاصبان خلافت جاودانه ساخت.نقل از سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)


[ ]
+
از نتایج احسان و نیکوکاری

حضرت امام صادق (ع): یعیش الناس

باحسانهم اکثر مما یعیشون باعمارهم

و یموتون بذنوبهم اکثر مما یموتون باجالهم

مدت زندگی مرد بیشتر با احسان و نیکوکاری شان

تعیین می شود تا با عمر مقدر و بیش از آن که به سبب

فرا رسیدن اجل خود بمیرند بر اثر گناهان خویش می میرند.

بحارالانوار جلد ۵ صفحه ۱۴۰


[ ]
+
آغاز هر کار با ...

قال رسول الله (ص) کل امر ذی بال لایبدا فیه

ب " بسم الله الرحمن الرحیم" اقطع

کار مهمی که با بسم الله الرحمن الرحیم

 آغاز نشود بی فرجام است

منتخب میزان الحکمه - حدیث ۳۱۳۲


[ ]
+
مولود شمشیر شکن

پنجم جمادي الاولي سال 1340 برابر است با دهم ارديبهشت سال 1388 و سالگرد ميلاد مبارك و مسعود حضرت زينب كبري دختر ارجمند حضرت مولا علي حيدر اميرالمومنين و مولاتي زهرا سيده نساءالعالمين سلام الله عليهم اجمعين اما اما آنچه كه در سال پنجم هجري قمري در منزل اهل بيت اتفاق افتاد و چگونه نوزاد را دست بدست دادند و دعا خواندند باشد براي منابع و مراجع ديگر اما آنچه كه در اين وبلاگ شايسته است بدان پرداخته شود اين است كه عمه سادات در شام براي برادرش چه كرد؟

راستي حضرت زينب مولود مبارك قدم دهم جمادي الاولي در خطبه خود چه گفت و چگونه شمشيرهاي آخته و برفراز سرها بلند شده را در ان زمان غلاف كرد و بالاتر او چه كرد تا همه شمشير هاي ستمكاران بر عليه امامان معصوم تا صبح غيبت مولا به غلاف ها قفل شد و ديگر هيچ قلدر سلطه گر قدرت طلب جرات نكرد تا تيغي بر سر نازنين اهل بيت بلند كند ياور تاريخ كربلاي حسيني كه حركت بي مانند او تاريخ ساز شد ، حضرت زينب كبري اين اسوه زنان هميشه تاريخ هستند كه در زماني با قدرت هاشمي و علوي و فاطمي خود ، با صداي اميرالمومنين در ميان صحنه هاي تلخ و سنگين ستم تاريخ بازان، به دفاع از حرمت اهل بيت و دفاع از حقانيت برادر سخنراني فرمودند؛ حضرت زينت پدر در ايفاي نقش مهم و تاريخ ساز خود چگونه اقدام كردند تا سلاطين تاريخ ستم و زور كه جز تيغ و جلاد و ناسزا و عربده و عيش و شادي ، فرهنگ ديگري نداشتند دستانشان براي سال ها شكست، آنها كه پدر حضرت زينب را در محراب علني و با شمشير شهيد كردند مادر او را در كوچه و عيان زدند و برادر سالار او را با سپهسالاريش به زمين زدندو تابوتش را هم با قلدري تيرباران كردند و حسين او را با ادعاي خروج و تهمت و افترا و هزاران تير و نيزه در روز و در جلوي هزاران چشم شهيد كردند، حضرت زينب عليها السلام كه در صبر بر همه اين مصائب تنها و بي همتا بودند در خطبه خود يك تنه چه كردند كه ديگر دست بزهكار اميران ستم از به شهادت رساندن با دشنه و شمشير دست كشيدند و از كشتار جمعي و علني كوتاه آمدند و پس از خطبه مولاتنا زينب هر سلطان ظلمي كه نيّت به قتل امامي مي كرد در خلوت و تنهايي ودعوت به مهماني و با سمّ و نه با شمشير اقدام مي كرد، براستي از آن پس چه شد كه شمشيرها براي ائمه ديگر قفل شد؟ در حالي كه كينه‌‌ها باقي بود عداوت و فاصله ها باقي بود، حضرت زينب در خطبه‌ي خود چه كردند و حضرت امام سجاد نيز در خطبه خود چه چيز را و چگونه گفتند ؟ كه شمشيرها به غلاف كشيده شد و تمامي ائمه معصوم بعداز سيدالشهدا (عليه السلام) از امام سجاد (عليه‌السلام) تا اباالحجه امام حسن (عسكري ) قريب يك‌صد و هشتاد سال به دور از ضربه شمشير زندگي كردند و با سمّ شهيد شدند، راستي چه قدرتمندانه و با صلابت حضرت زينب و حضرت امام سجاد عليهما‌السلام شمشيرهاي سلاطين جور را در غلاف‌ها قفل كرده بودند.

سلام و درود بي پايان بر اين چنين دگرگون سازان تاريخ از فرزندان علي و زهراي اطهر باد.

خدايا شمشيربازان و غلاف سازان و ستمسازان تاريخ را به دست مولا حضرت اباصالح المهدي نابود كن.


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!